تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
جز جام شراب و دست ساقى نشناخت * جز نام نگار و حرف جانان نشنيد
*
بارى ز جنون و عقل ما بار نشد * وين نقص و كمال و كفر و دين كار نشد اين باب به حيله بر كسى بازنگشت * وين يار به شيوه با كسى يار نشد
هر لحظه صفى حساب ره بايد كرد * چاه است بهر قدم نگه بايد كرد رحمت پى رحمت آيد از رب غفور * اما نه گنه پى گنه بايد كرد
*
چون بود ظهور لازم ذات وجود * ظاهر شدنش هم از ره رحمت بود امروز كه شد به وصف رحمت ظاهر * نامى ز گنه نماند وين شد مشهور
*
حاشا كه كسى شراب را فاش خورد * با مردم ژاژخاى فحاش خورد مى آنكه به كج طبعى و پرخاش خورد * آدم نبود سگى بود لاش خورد
*