عاقل مى پخته را به خامى نخورد * مقسوم خواص پيش عامى نخورد
مى خوردن فاش و بد بود شرب يهود * اين لقمه كسى به اين حرامى نخورد
*
اميد مراست ز آفرينندهء خود * كو عفو كند جرائم بندهء خود
زيبندهء او عطاست وز بنده خطا * هركس كند آنچه هست زيبندهء خود
*
گويند گناه چونكه پيوسته شود * بر حق در بازگشت ما بسته شود
روزى صد اگر كه توبه بشكسته شود * حق اين نشود كه از عطا خسته شود
*
اى لطف تو ار حوادث دهر ملاذ * باب كرمت ز فتنهء خلق معاذ
از حكم تو هست كار عالم بنظام * وز امر تو هست امر وحدت بنفاذ
*
نيكى كنى ار بخلق منت مگذار * بينى اگر از كسى بدى سهل شمار