تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
وقتى نه چنين بود كه بر من هرگز * جز باب عنايتت درى باز نبود
*
يا رب همه عالم به پناهى نازند * بر مال و زر و مكنت و جاهى نازند رندان گداى تو ننازند به هيچ * نازند اگر به چون تو شاهى نازند
*
اى آنكه دل شكسته جاى تو بود * عالم همه پرتو لقاى تو بود گويند كه نفى غير اثبات حق است * نفى كه كنم كه او سواى تو بود
*
زاهد كه مواعظش بجز نيش نبود * صوفى كه دمى به حالت خويش نبود افسوس كه مردان قلندر رفتند * گشتيم بسى اثر ز درويش نبود
*
اى برتر از آنكه بر تو ادراك رسد * يا وهم بلند و عقل چالاك رسد ره در تو به غير ما عرفناك نبود * عقلى كه رسد به ما عرفناك رسد
*