شه مظفر نشست بر او رنگ * دارد از آفتش خداى نگاه
تا كه باز است باب رحمت حق * باز باشد بعدل اين درگاه
ناصر الدين شه ار چه شست بعدل * نامههائى كه بد ز جور سياه
ليك پنهان ز وى ستمكاران * كرده بودند كار ملك تباه
دست استم بعهد خسرو نو * از گريبان خلق شد كوتاه
بهر تاريخ اين جلوس نكو * كه نشسته است شاه نو بر گاه
مصرعى خواستم ز پير خرد * نقش شد بر ضميرم اين ناگاه
ظلم رفت از ميان و شد تاريخ * شاه شاهان مظفر الدين شاه
*
نوزده بگذشت از جيم دوم * همچو ماهى شد نهان ماهى به خاك
بود درخور ماهش ار گفتى به روى * هر زمان از مهر دل روحى فداك