تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
تواند كرد عفو هر گناهى * تو دانى كاندرين دعويست صادق عجب نبود تو بخشى گر گناهش * كه مولائى و دارائى و خالق
*
فرومانده‌اى گر بغم و ابتلائى * نمايم ترا ره به دارالشفائى شفاخانهء حق كه از سبق رحمت * هرآن درد را هست آنجا دوائى حسين آن خداوند ملك شهادت * كه از مهر او نيست برتر ولائى بود سايه‌اش ظل ممدود بارى * پناهندهء گر كه جويد لوائى اجابت بنام حسين است از حق * كه از اضطرار ار كند كس دعائى بود تا كه مفتوح و ملجأ جنابش * مبر جز بوى گر برى التجائى كه آسان شود مشگلى بر خلايق * جز از دست و بازوى مشگل‌گشائى كه باشد حقش خون‌بها جد پيمبر * ولى باب و مادرش خير النسائى