تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
مفروشد اگر قافيه يا جمع مكن عيب * هم كرده بناگوش تو با زلف محاذات بگذشت صفى عمر و ترا اول عشق است * تا كى دگرت طى شود اين مرحله هيهات

[ غرقيم در محيط غم اى كشتى نجات ]

غرقيم در محيط غم اى كشتى نجات * ما را بكش ز ورطهء حيرت به ساحلات از جرم اوفتاده نپرسد كه مدد * آن‌كس كه قادر است بتبديل سيئات افعال بد ز ماست تو دانى و ما و ليك * مقدور ما نبود فرار از مقدرات ما را بگير دست كه هرگز ندادهء * درمانده را نجات به شرط محسنات افتادگان ورطهء نقص و نوائبيم * اى دست ما و دامن عفوت به نائبات هركس به مأمنى ز حوادث برد پناه * مائيم و آستان امانت ز حادثات روزى كه مشكلى و گشايندهء نبود * بودى و بود دست تو حلال مشكلات چشم اميد بر كرم حيدر است و بس * آن دم كه راه چاره شود تنگ از جهات افكن به مرحمت نظر اى شاه ذو الكرم * بر بندهء كه بر تو گريزد ز سانحات