تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
جرم سفال چيست كه ننمايد * آئينه‌وار ابيض و اسود را موى ار نداشتند چو لحيانى * تقصير چيست كوسج و امرد را خوب و بد از مهيت اشيا شد * ره نيست آنكه خوب كند بد را ماهيت مظنه بود بىشك * غير از يقين شناسى گر حد را بر قدر قابليت در قسمت * داد او وجود اشقى و اسعد را وضع جهان بوجه تناسب شد * بر جاى پا نبود محل يد را اين جمله هست و هيچ نداند كس * جز ذات حق حقيقت و مقصد را رمزيست در نهاد بنىآدم * كز وى توان شناختن ايزد را آن قوه گر نبود كجا مىكرد * بر عبد امر و نهى مؤكد را دادت نشان بگنج وجود خود * تا وارهى ز جوع و نهى كد را جز اين بعقل نايد كز حكمت * ايجاد كرد اشرف و انكد را