تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
عجب نباشد از اينم كه جاى پيغمبر * عمر نشيند و نارد ز فضل حيدر ياد نه ز اينكه ارث مسلمان رسد به بيگانه * ابا وجود دو فرزند و دختر و داماد نه از ثقيفه عجب باشدم نه از شوراء * كه از ميانهء شش تن كه اولى از آحاد و حال آنكه نمىبود مختفى بر كس * كه چون على نه در امكان بود نه در ايجاد بجاست گر نشود باورم كه آل رسول * شوند دربه‌در از كينهء عدو ببلاد خصوص آنكه حق اندر شئون ذو القربا * نمود امر به اسلاميان به مهر و و داد مگر نبود در آن روزگار يك مسلم * كه گويد از چه كنيد اين ستم بر اهل رشاد به شصت يا كه به صد سال سب و لعن على * شود به مسجد و منبر بجاى هر اوراد بباقر و پسرش نسبت نصارائى * دهند و معتقد خلق گردد اين اسناد يكى نگفت كه اين‌ها شد از چه راه يقين * چه اعتماد بقول عوام و اهل فساد يكى نگفت كه ار جوفه است غير شياع * بود شياع شهود ثقات نيك‌نهاد