تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
دستى كز افتقار به رويت شود دراز * بر وى بده ز خرمن اقبال خود زكات آن جرمها كه تفرقه آورد در خيال * بر ما يكى ببخش تو يا جامع الشتات از ما شكستگى است روا ورنه بر فقير * باشد عنايت تو ز توضيح واضحات گر مجرميم بندهء شاه ولايتيم * بر ما ببخش اى به عطاى تو مسئلات آنجا كه لطف شامل طبع كريم تست * بر مخطى و مصيب ز رحمت رسد برات كى بودمان ز بود و ز نابودمان خبر * ما بندهء ذليل و تو سلطان ذو صفات از اهتمام تست كمالات نفس و عقل * اى عقل در صفات و كمال تو محو و مات روزى كه موج‌خيز شود بحر بازخواست * وز خوف ريزد آب ز رخسار كائنات آب مرا مريز به آنان كه تشنه‌لب * دادند جان به راه تو در پهلوى فرات

[ دمى بعمر نبودم از اين خيال آزاد ]

دمى بعمر نبودم از اين خيال آزاد * كه شد چگونه ستم بر حسين ز ابن زياد مخدرات پيمبر شكسته حال و اسير * بنى اميه بعنف و غلط امير عباد