ثانى نه آنكه بعد نخست آيد * نبود نخست دورهء سرمد را
هرگز جز او نبوده مديرى خوش * تا هست دور چرخ محدد را
هرگز نبوده جز ز خط سبزش * آرايش اين رواق ز برجد را
بر طى و نشر نيست جز او مالك * سطح زمان و كون ممدد را
بر قبض و بسط نيست جز او حاكم * عصر وجود و ملك مخلد را
در ساحت تصرف و تقديرش * نبود تفاوت اقرب و ابعد را
نبود اگر ولايت ارشادش * روح الامين كند گم مرصد را
دور جهان به سلطنتش قائم * تا كى كند قيام مجدد را
تجديد در ظهور بود ورنه * تكرار نيست جلوهء اوحد را
روزى كه كس نبود شهادتگو * مىداد حق به ياد وى اشهد را
تا آرد او به ياد بنىآدم * بر عهد خود لطيفهء اعهد را
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 188
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
ص١٨٨