خود اين دوران نه دور كشف ذاتيست * مكن بازآ سراغ از قاف عنقا
چه فضل از آنكه حيدر يار احمد * چقدر از آنكه هارون پشت موسى
شود تا جان سبطى از غم آزاد * شود تا فضل سبطين تو افشا
يكى روى ترا چشم خدابين * يكى فعل ترا دست توانا
به آن دستى مشاكل را تو حلال * به آن چشمى حقايق را تو بينا
به آن چشمت بپوش از عيب ما چشم * كه ستارى و غفارى و اتقى
به آن دستت بگير افتاده را دست * كه بىدستيم و بىحاليم و بىپا
اگر بخشى مرا جرمم محقق * اگر پوشى مرا عيبم هويدا
يكى جرم من و ظل تو امروز * يكى دست من و ذيل تو فردا
دو صد بارم رهاندى از مهالك * رهان بازم نگردى خسته ز اعطا
اگر دستم بگيرى در شدائد * عجب نبود تو بينائى من اعمى
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 185
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
ص١٨٥