هم عقل ز آلايش اگر چند بود پاك * ز ادراك صفات تو بود همسر با خاك
زين رتبه خرد خام و بيان پست و روان دنگ * باشد بدل اميد مرا كز كرم پير
ترك ار شده اولى و پديد آمده تقصير * بخشيده شود آنچه نبوده است به تقدير
يعنى كه بد از ماست نه زان قدرت و تأثير * خلقند بهر جنبشى ار چند قضا گير
وان را كه كند كلك قضا نقش ز تغيير * دور است گر اسپيد بود يا كه سيهرنگ
ننگاشت يكى كلك نگارنده خطى كج * كوتهنظران بينند ار چند كه معوج
تا باشد از افكار نگارنده چو منتج * حرف آمده بيرون همه بستوده ز مخرج
بااينهمه رفتار كج از ماست بمنهج * ز الطاف كريمان بود آمال مروج
تابو كه برافتاده نگيرند دمى تنگ
[ تو كئى كز عقب پردهكشى اينهمه سر ]
تو كئى كز عقب پردهكشى اينهمه سر * تا ببينى كه بود خفته كه بيدار اندر
همه چون خفتند آئى بسرا باز دگر * همچو در چشم كه خواب آيد و نشئه در سر