تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
از تو آموزد اگر سر تصوف ذو النون * عجبى نيست كه دانى همه چيز از چه و چون از الهيات تا سحر و فسون و نيرنگ * هر كتابى كه بعالم بود از روى عدد همه را خوانى از بر چو الفبا و ابجد * ورق و صفحه و سطرس به تو ظاهر بسند و آنچه دارد زبر و زير و دگر نقطه و مد * چون بنطق آئى سازى به نظر حل عقد صعب و آسان همه يكسان برد از هوش خرد * عقل و علم همه در عرصه تحقيقت لنگ عقل اين‌ها همه در دلبرى آن غيرت حور * برده گوئى گرو از هركه به خوبى مشهور دل هركس برد از عشق چو نزديك و چه دور * چشم گر برنگشائى سوى او بر دستور كه دل و دين به نگهدارى ازو گاه عبور * ناگهان يا بى در سينه شرر در سر شور دل به رفتن نه به قصد تو نمايد آهنگ * خواب و بيدارى يكسان بودش در آداب مىبرد دل ز بر خلق چه بيدار و چه خواب * گر بود خواب بخواب آيدش از كشف حجاب همچو ملك است تو گوئى ملكوتش به اياب * دل بيدار بجلدى برد انسان كه عقاب صيد گنجشك كند طره چو آرد در تاب