تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
چين گيرى و بيرق زنى از روم به افرنگ * بازم بود اميد بر الطاف خدائى مانا كه برافتد ز ميان نام جدائى * با آن‌همه نازت به فقيران فدائى بازآئى و از دل كنيم عقده‌گشائى * مى نوشى و سرپوشى و گل بوئى و سائى غم سوزى و جان‌بخشى و دلجوئى و شائى * بزدائيم از آئينه دل به وفا زنگ از دامن آلوده اگر دارى پرهيز * لعل تو مىآلوده و خونخواره بود نيز من دانم و دل نكتهء آن لعل دلاويز * پيش لب شيرين تو شكر نبود چيز افسانه دگر هيچ نخوانند ز پرويز * كو كرد شبى سير مهى با پى شبديز روزى كه برانگيزى گرد از سم شبرنگ * گر ديده به آلودگى از دامن من چاك جز چاك شدن را نسزد دامن بىباك * دامان تو المنة للّه كه بود پاك گو پاك بود دامن و دلق و عنب و تاك * كز زادهء او چونكه به پيوست بادراك در عشق تو گردد خرد آزاده و چالاك * نه نام در انديشه بجا ماند نه ننگ