تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
در وعده و ميثاق كه بندند باجمال * با آنكه نظير تو محال است به‌هرحال در راستى عهد و وفادارى و فرهنگ * گفتم منت آن روز تو خرم زى و خرسند بادت شجر حسن ثمربخش و برومند * بر وعدهء خوبان نتوان بست دلى چند چندان به نباشند چو بر وعدهء خود بند * عهدى كه نمايند نپايند به پيوند گفتى تو كه بر موى من و مهر تو سوگند * كانديشهء ديگر نكنم يارم و يكرنگ امروز كه از خانه برون آمدهء * بازدارى سر غوغا و كنى عربده آغاز وز غايت مستى نكنى چشم به كس باز * با عالم و آدم نشوى همدم و همراز باشد به زمين و به زمانت به روش ناز * زيبد به تو خوانندت اگر خانه‌برانداز زين‌رو كه بود جمله به خون‌ريزيت آهنگ * اين‌سان كه برون آمدهء مست و جلوگير دانم چه بسر دارى از انديشه و تدبير * خواهى كه كنى ملك جهان را همه تسخير خواهد شدن اين زود ترا حاصل نى دير * گيسو چو گشائى كنى از دوش سرازير و ابرو بخم آرى نبود حاجت شمشير
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 162 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه / منصور مشفق