من كيستم كه دم زنم از نيست يا كه هست * معدوم محض اى ز تو عالى هرآنچه پست
الطاف خسروانهء محمودى تو هست * كز ما فتادگان مذلت گرفته دست
تا نگذرم ز قصهء چاروق و پوستين * هيچيم ما و هيچتر از هيچ در بسيچ
آيد چهاى كريم از اين مشت هيچهيچ * با آنكه تو به توست ز ما جرم پيچپيچ
بر جرممان مگير و بر افعالمان مپيچ * يعنى مران ز درگه احسانمان چنين
بىعلتى ز فقر چو دادى تو نعمتى * از ما مگير دادهء خود را بعلتى
جز جرم گرچه هيچ نكرديم خدمتى * گر ما مقصريم تو درياى رحمتى
اغفر لنا بفضلك يا رب آمين * از ما مجو حساب كه سرمايه گشت چون
ما را بس است خجلت بسيار خود كنون * داريم گرنه سود زيانستمان فزون
تا چون كند عطاى تو اى شاه ذو فنون * با جان بندگان زيانكار مستكين
[ اى ترك چه باشد دگرت باز بهانه ]
اى ترك چه باشد دگرت باز بهانه * كامروز برون آمدهء مست ز خانه