مصدر انوار و اطوارت كنم * گه حديث از شر كنى گاهى ز خير
گه سخن از كعبه گوئى گه ز دير * گاه دل بر ذكر بندى گه بسير
گر نپردازى ز من يكدم به غير * واحد اندر ملك قهارت كنم
گه بتن گاهى بجان دارى نظر * گه به چشم شاهدان دارى نظر
چون برهمن بر بتان دارى نظر * تا بر اين و تا بر آن دارى نظر
در نظرها جملگى خوارت كنم * گاه بر گل گه به نرگس عاشقى
گه به قاقم گه به اطلس عاشقى * بر درم گاهى چو مفلس عاشقى
فارغ از من تا به هر كس عاشقى * سخرهء هر شهر و بازارت كنم
گه بكسب و جاه و مالستت هوس * گه بعمر بىزوالستت هوس
گه بر امكان و محالستت هوس * هردمى بر يك خيالستت هوس
زان بفكر هيچ غمخوارت كنم * آخر از خود يك قدم برتر گذار
اين خيالات هبا از سر گذار
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
ص١٤٦