تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
هر زمان اندازمت در تاب‌وتب * فارغت يكدم نسازم از تعب تا ز خواب مرگ بيدارت كنم * بر تنت تا هست از هستى رمق گيرم و سازم به هيچت مستحق * هرچه بگشائى تو زين دفتر ورق من بهم برپيچمش باز از نسق * تا بخودپيچان چو طومارت كنم گر حديث از روح گوئى گر ز تن * جز من و ما نيست هيچت در سخن تا نبينى هيچ ديگر ما و من * سازمت گنگ و كر و كور از محن در تكلم نقش ديوارت كنم * آفتاب اى مه نهم پالان تو بر زنم بر هم سروسامان تو * جان تو بسته است چون بر نان تو نانت گيرم تا برآيد جان تو * مستحق لحم مردارت كنم تا بگردانى ز من رو سوى خلق * بازگردانم ز رويت روى خلق بد كنم بد با تو خلق و خوى خلق * نادمت سازم ز گفت‌وگوى خلق نااميد از يار و اغيارت كنم
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 144 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه / منصور مشفق