تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
خواهم از هستى سبك‌بارت كنم * گر تو خواهى كز طريقت دم زنى پاى بايد بر سر عالم زنى * نى كه عالم از طمع بر هم زنى چون دم از آمال دنيا كم زنى * مورد الطاف بسيارت كنم ساعتى در خود نگر تا كيستى * از كجائى و چه جائى چيستى در جهان به هرچه عمرى زيستى * جمع هستى را بزن بر نيستى از حسابت تا خبردارت كنم * هيچ بودى در ازل اى بىشهود خواستم تا هيچ را بخشم وجود * پس جمادت ساختم اول ز جود گر شوى خودبين همانستى كه بود * بر خودى خود گرفتارت كنم از جمادى بردمت پس در نبات * وندر آنجا دادمت رزق و حيات خرمت كردم ز باد التفات * چون ز خارستان تن يا بى نجات باز راجع سوى گلزارت كنم
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 140 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه / منصور مشفق