تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
برتر زنيم خيمه ازين چرخ چنبرى * يابد مگر وجود صفات منورى بينا شود بنور حق اين ديدهء ضرير * تا آنكه دور دورهء بخشايش و عطاست هر مجرمى مؤيد الطاف كبرياست * بيرون عطا و رحمت بىچونى از چراست عالم تمام غرق يم رحمت خداست * مى نوش و باش منتظر رحمت اى فقير

[ خواهم اى دل محو ديدارت كنم ]

خواهم اى دل محو ديدارت كنم * جلوه‌گاه روى دلدارت كنم واله آن ماه رخسارت كنم * بستهء آن زلف طرارت كنم در بلاى عشق دلدارت كنم * تا شوى آواره از شهر و ديار تا شوى بيگانه از خويش و تبار * بگسلى زنجير عقل و اختيار سر بصحرا پس نهى ديوانه‌وار * پايبند طرهء يارت كنم دوش كز من گشت خالى جاى من * آمد آن يكتا بت رعناى من شد ز بعد لاى من الاى من * گفت كى در عاشقى رسواى من