تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
حسن پرده در هرجا خودنما و خودساز است * لن‌ترانى ار گويد از تجمل و ناز است باب رؤيتش هردم بهر عاشقان باز است * رب ارنى از عاشق جذب يار طناز است پيش عاشق و معشوق زين روش دو صد راز است * بىخبر بوند اغيار زان رموز پنهانى آنكه را كه اندر سر شور و عشق و مستى نيست * در وجود او يك جو جذبهء الستى نيست هم بلوح او نقشى غير خودپرستى نيست * ره به هستى آن يابد كش نشان ز هستى نيست در علو آثارش احتمال پستى نيست * همچو فوق هر دستى دست شير يزدانى يكه‌تاز دريادل قلعه‌كوب خيبركن * بت برافكن از كعبه ريشه بركن از دشمن در قتال خصم آتش در نبرد مرد آهن * گاه رزم در ميدان صف شكاف و شيرافكن مىشكافت بر تنها از نهيب او جوشن * روز سركشان از وى همچو شام ظلمانى در غزاى اسلامى تيره روز شيران كرد * در جهاد عرفانى ملك نفس ويران كرد رونق تصوف گشت يارى فقيران كرد * مر صفىعليشه را افتخار پيران كرد
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 129 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه / منصور مشفق