واردات عجايب از ره غيب * در دلم باز بىحساب آمد
نور مهدى عيان به بزم حضور * خوشخوش از پردهء غياب آمد
بهر نفس عدو به دشت قتال * نايب مظهر العجاب آمد
در كفش ذو الفقار خصم گداز * حامى دين بو تراب آمد
ز آستان جلال حضرت او * خوش به گوش دل اين خطاب آمد
كه در اشيا ظهور اوست عيان * غيره كل من عليها فان
شاه رحمت سرير مىبينم * پير دريا ضمير مىبينم
چشم دل را ز نور رحمت او * روشن و مستنير مىبينم
در دل خاره از حوائج مور * حضرتش را خبير مىبينم
دو جهان را ز خرمن جودش * كمتر از يك شعير مىبينم
بر همه ذرهها چو مهر منير * لطف او را مجير مىبينم
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 79
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
ص٧٩