روز و شب با سرود و بربط و نى * متذكر به اين مناجاتيم
كه در اشيا ظهور اوست عيان * غيره كل من عليها فان
دوش در خوابم آفتاب آمد * يعنى آن ماه بىحجاب آمد
طالع از بام طالعم ز قضا * در شب قدر آفتاب آمد
شاه بيدار بخت بندهنواز * بر سر خفته نيمخواب آمد
بهر دفع خمار هجر بتم * نيمشب با بط و شراب آمد
پا نهادم به خلوت دل و گفت * گنج در خانهء خراب آمد
دل بيچاره را ز غمزهء او * دعوت وصل مستجاب آمد
بهر صيد دل شكستهء ما * با دو گيسوى پر ز تاب آمد
خوشقرارى مرا ز خال لبش * بعد صد گونه اضطراب آمد
عاشقان البشاره كز در وصل * شاهد قدس بىنقاب آمد
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 78
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
ص٧٨