گر بود صاف و گر كه درد بيار * زانكه درد تو عين صفوت تست
خوش كن از بادهام سرى كه مدام * بند اندر كمند بيعت تست
سركشى كرده نفس و چارهء او * درد جام شراب سطوت تست
كرده اين نكته را فسانهء خويش * تا دل آئينهدار طلعت تست
كه در اشيا ظهور اوست عيان * غيره كل من عليها فان
ساقى امشب عنايت افزون كرد * بهر رندان به باده افيون كرد
كار ياران بدور اول ساخت * دور ثانى مپرس تا چون كرد
در قدح مشك و مى بهم آميخت * باده را با گلاب معجون كرد
بيش از پيش دست قدرت را * ز آستين بهر بذل بيرون كرد
سوى رندان دور در هر دور * همره جام چشم ميگون كرد
باده حضار را پياپى داد * حال عشاق را دگرگون كرد
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 75
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
ص٧٥