شو ز خود بىخبر كه غيرت عشق * زين حقيقت نمايد آگاهت
كه در اشيا ظهور اوست عيان * غيره كل من عليها فان
اى رخت ماه چرخ طنازى * قامتت سرو باغ ممتازى
آفت عقل و جان به طرارى * فتنهء دين و دل به طنازى
طرهات مشك چين دلدارى * نرگست ترك شهر غمازى
چون تو شاهى و مات تست دو كون * با كه شطرنج عشق مىبازى
گرنهء عاشق خود از چه سبب * خويش بر حسن خويش مينازى
زانكه نبود به خانه جز تو كسى * كه دلش را به ناز بگدازى
زلف خود را از بهر خود تابى * روى خود را ز بهر خود سازى
نكته خال خود تو دانى و بس * كه سخن با لطيفه پردازى
تو مسيحا دمى و نادرهگوى * تركتازى كلام اعجازى
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 65
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
ص٦٥