تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
در حقيقت چو بنگرى بوجود * وحدتى نيست غير وحدت عشق اين ظهورات مختلف كه بود * نقش بر پردهء مشيت عشق هست هريك به اختلاف صور * متعلق بكلك قدرت عشق فاش گويم كسى بدار وجود * نيست موجود غير حضرت عشق آرى آرى به غير هستى عشق * هستيى كى گذاشت غيرت عشق در ازل كشت‌زار هستى غير * سوخت يكباره برق سطوت عشق مىرسد اين ندا به گوش دلم * هردم از عالم هويت عشق كه در اشيا ظهور اوست عيان * غيره كل من عليها فان اى دل آهنگ كوى جانان كن * ترك سر اندرين ره از جان كن دفتر صلح و جنگ درهم پيچ * خانهء نام و ننگ ويران كن جبههء خويش را در اين ميدان * ميخ نعل سمند سلطان كن