تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
بر تو يار از تو اقربست و ترا * كرده دور از تو نفس گمراهت يكدم از خود درآ و بين كه توئى * آنكه ندهد توئى بر او راهت چون حجاب توئى فتاد از تو * جو ز خود هرچه هست دلخواهت كمترين قدرتست اينكه بود * مالكيت به ماهى و ماهت صادق آمد چو رفت از تو توئى * ليس فى جبتى سوى اللّهت يوسفا تو عزيز مصر خودى * نفس خود ببين فكنده در چاهت زين خودى درگذر كه عشق كند * شاه مصر وجود ناگاهت هست يكسان به وحدت ار نگرى * فوق و تحت و بلند و كوتاهت كن بشطرنج عشق جان را مات * تا كه بردارد از دو سو شاهت دو جهان از گدائى در عشق * كمتر آيد ز يك پر كاهت گر كنى جان به راه دوست نثار * دوست خواند بنام اللّهت
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 64 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه / منصور مشفق