تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
گفتم اى سرو راستان كه قدت * پرده از سر فاستقم برداشت بوثاق گداى گوشه‌نشين * مىتوان گامى از كرم برداشت چشم رحمت گشود بر من و خوش * دو لب لعل را ز هم برداشت كه در اول قدم ز خود پرداخت * هركه در راه ما قدم برداشت گويدش دوست كو منست و من او * عاشق ار دست از منم برداشت كرد اشارت بساقى اندر دم * تا كه مستانه جام جم برداشت كرد لبريز زان منى كه ز دل * چون كشيدم غم و الم برداشت اندر آن حالتى كه ز آينه‌ام * صيقل باده زنگ غم برداشت مىشنيدم ز چنگ مطرب عشق * اين نوا چون به نغمه دم برداشت كه در اشيا ظهور اوست عيان * غيره كل من عليها فان دلبر ما كه عين ماست همه * ظاهر از نقش ما سواست همه