باب التذكّر
قال اللّه تعالى :
وَ ما يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَنْ يُنِيبُ
« 1 » .
آيهء كريمه « 2 » شاهد است به آنكه تذكّر نمىباشد مگر بعد از انابت ، و آنكه انابت بعد از توبه است . چرا كه توبه اقتضا مىكند محاسبه را كه او اشتغال است به رفع موانع ؛ و انابت نمىباشد مگر به صفاى فطرت موجبهء از براى تذكّر ؛ و تذكّر نمىباشد مگر از براى صاحب لبّ خالص از قشر غواشى نشئه . فرموده است خداى تعالى كه :
وَ ما يَذَّكَّرُ
« 3 »
إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ
« 4 » . و از اين جهت است كه گفت شيخ رضى اللّه عنه كه :
التذكّر فوق التفكّر ؛ فإنّ التفكّر طلب و التذكّر وجود .
يعنى : به درستى كه « تفكّر » نمىباشد مگر نزد فقدان مطلوب ، از براى احتجاب قلب به صفات نفس ؛ پس طلب مىكند بصيرت مطلوب خود را .
و امّا « تذكّر » پس او نزد رفع حجاب و خلوص خلاصهء انسانيت است از قشور صفات نفس ، و رجوع به سوى فطرت اولى . پس متذكّر مىشود چيزى را كه منطبق شده است در فطرت اولى در ازل از توحيد و معارف ، بعد از نسيان به سبب تلبّس به غواشى نشئه ، چنان كه فرموده است خداى تعالى كه :
وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ
« 5 » .
و گاهى مىباشد تذكّر از براى معانى كه حاصل شده است به تفكّر بعد از نسيان
هامش
( 1 ) . غافر / 13 .
( 2 ) . ك : - كريمه .
( 3 ) . اصل : يتذكّر .
( 4 ) . بقره / 269 .
( 5 ) . طه / 115 .