اسمع مقالي و لا تنظر إلى عملي * ينفعك علمي و لا يضررك « 1 » تقصيري « 2 »
و امّا ذكر وعد و وعيد ، پس انتفاع به او در اتّعاظ ، ظاهر است .
و إنّما تستبصر « 3 » العبرة بثلاثة أشياء :
بحياة العقل ، و معرفة الأيّام ، و السلامة من الأغراض .
« استبصار عبرت » تحقّق عبرت و شدّت تبصّر اوست به نور بصيرت ؛ و حاصل نمىشود اين مگر به حيات عقل . پس به درستى كه حيات عقل قوّت ادراك و حدّت فهم اوست و تميّز اوست در ميان منافع و مضارّ ، و محاسن و مقابح ، به سبب تجرّد و صفاى او . و هرگاه قوىّ نباشد ادراك ، صحيح نيست استبصار ؛ و هرگاه كه تميّز نكند منافع را از مضارّ ، منتفع نمىشود به عبرتها .
و بتحقيق « 4 » كه تجربه كردهاند قوم آنكه اكثار ذكر « 5 » : « يا حىّ يا قيّوم يا من لا إله إلّا أنت » موجب حيات عقل است .
و امّا « معرفت ايّام » بتحقيق « 6 » كه گذشت بيانش در باب يقظه ؛ و حاصلش در اينجا آن است كه : اعتبار كند زيادتى عمل صالح و نقصان او را در ايّام عمر خود ، و فجور نفس خود و تقواى او را ، و متذكّر شود قول خداى تعالى را كه :
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها
« 7 »
، وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها
« 8 » ؛ و ضايع نگذارد « 9 » ايّام عمر خود را ، و صرف كند او را در تزكيهء نفس خود به زهد و عبادت و سير به سوى خداى تعالى به تخلّق به اخلاق او و تبديل اوصاف خود .
هامش
( 1 ) . اصل : لا يضرّك .
( 2 ) .به گفتارم گوش فراده و به كردارم منگر * تا از دانشم بهرهگيرى و كوتاهيم به تو ضرر نرساند .( 3 ) . در نسخهء اساس و « ت » : يستبصر .
( 4 ) . اصل : تحقيق .
( 5 ) . اصل : - ذكر .
( 6 ) . اصل : تحقيق .
( 7 ) . اصل : ذكّيها .
( 8 ) . شمس / 10 - 9 .
( 9 ) . اصل : نگذار .