تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
و ثانى از آن دو نوع ، حصول معارف و حقايق كامنه است در استعداد فطرى ؛ پس به درستى كه فكر معدّ است از براى قبول معنى فايض به حسب استعداد بر سبيل تذكّر ؛ و نيست موجب از براى حصول معنى مطلوب ؛ و اگرنه هرآينه مىباشد هر طالبى به فكر يابنده ، و نيست چنين . به درستى كه غير مستعدّ ، برنمىگردد فكر به سوى او به چيزى . پس فكر ثمر نمىدهد معارف و حقايق را مگر از براى مستعدّ به تذكّر .

و إنّما ينتفع بالعظة بعد حصول ثلاثة أشياء :

بشدّة الافتقار إليها ، و بالعمى عن عيب الواعظ ، و بذكر الوعد و الوعيد . به درستى كه شديد است احتياج و افتقار به سوى وعظ كسى را كه بوده باشد ضعيف التفكّر و مبتدى ؛ پس متّعظ مىشود به وعظ و متذكّر مىشود چيزى را كه فراموش كرده است او را ؛ و اگر شديد نباشد افتقار و احتياج او منتفع نمىشود به وعظ ؛ و كسى كه ببيند عيب واعظ را ، خشوع به هم نمىرساند قلب او به وعظ واعظ و متأثّر نمىشود به آن وعظ . و بايد كه طالب مشغول باشد به عيوب نفس خود از عيب غير خود ، خصوصا واعظ و شيخ را . پس بايد كه كور باشد از تقصير ايشان در عمل ، و اگرنه منتفع نخواهد شد به ايشان ؛ و كسى كه نظر نمىكند به عيب غيرش ، گويا كه كور شده است از او . پس استعاره كرده است « عمى » را از براى عدم نظر ، از جهت مبالغهء در تحذير از او . و فرموده است امير المؤمنين على رضى اللّه عنه كه : « لا تنظر إلى من قال ، و انظر إلى ما قال » « 1 » ، و گفته است شاعر كه « 2 » :
هامش
( 1 ) . شرح غرر الحكم و درر الكلم آمدى ؛ ج 3 ، ص 442 . ( 2 ) . اصل : + شعر .