باب المحاسبة
قال اللّه تعالى :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ
« 1 » .
[ المحاسبة بعد العزيمة ]
و إنّما يسلك طريق المحاسبة بعد العزيمة على عقد التوبة .
وجه استدلال به آيهء كريمه بر محاسبه از جهت آن است كه : نظر نفس در چيزى كه تقديم كرده است او را از براى آخرت - كه او عمل است - مستلزم واقف شدن اوست بر چيزى كه صادر مىشود از او از حسنات و سيّئات . پس اگر بوده باشد غلبه از براى سيّئات ، پس تقوايى كه امر كرده شده است به آن ، موجب تكثير حسنات و تنقيص سيّئات است ؛ و نمىباشد اين مگر به محاسبه ، و « سلوك طريق محاسبه » نزد مشايخ بعد از محكم كردن « 2 » حقايق توبه است . « 3 »
و « عزيمت » تحقيق قصد و استمرار بر اوست ؛ و « عقد » عهدى است كه اعتماد داشته باشد به آن ؛ پس « 4 » « عزيمت بر عقد توبه » « 5 » وفا نمودن است به چيزى كه عقد كرده است بر آن چيز و محكم كردن نيّت اوست از آنچه پيمان كرده است خداى تعالى به عبادتش در كتب خودش از ايمان و توبه و غير اين . فرمود خداى تعالى :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ
« 6 »
و
العزيمة لها ثلاثة أركان :
أحدها : أن تقيس بين نعمته و جنايتك
؛ و هذا يشقّ على من ليس له ثلاثة أشياء : نور الحكمة ، و سوء الظنّ بالنفس ، و تمييز النعمة من الفتنة .
يعنى : آنكه قياس كنى ميان نعمت خداى تعالى بر تو و جنايت تو بر او ؛ پس
هامش
( 1 ) . حشر / 18 .
( 2 ) . اصل : حكم نمودن .
( 3 ) . اصل : - است .
( 4 ) . اصل : - آن پس .
( 5 ) . اصل : + كه او .
( 6 ) . مائده / 1 .