تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١

و الثالث : أنّ تعرف أنّ كلّ طاعة رضيتها منك فهي عليك ، و كلّ معصية عيّرت بها أخاك فهي إليك

. فلا تضع ميزان وقتك من يديك . به درستى كه طاعتى كه راضى است به آن طاعت نفس تو ، بر توست . چرا كه وقتى كه راضى شدى تو به آن طاعت ، پس به بتحقيق « 1 » كه توهّم كرده‌اى كه تو وفا كرده‌اى حقّ خداى تعالى را به آن طاعت ، و راضى شده‌اى از نفس خودت به « 2 » آنكه او ادا كرده است چيزى را كه بر اوست از حقّ خداى تعالى ، و كدام طاعت مىتواند بود از آن نفس كه لايق حضرت « 3 » سيّد او باشد ؟ و كى مىتواند ادا كرد حقّ او را ؟ و چگونه وفا مىكنى به آن طاعت حقّ او را ، و حال آنكه او حقّى است از او بر تو ؟ پس هرگاه راضى شوى آن طاعت را از براى او ، پس آن طاعت بر توست ؛ ( يعنى بر ضرر توست ) نه از براى تو ( يعنى نه از براى نفع تو ) . و تعيير و سرزنش كردن تو برادر خود را به معصيت ، رجوع معصيت است به سوى تو . چرا كه هرگاه تعيير كنى تو او را به آن معصيت ، پس بتحقيق « 4 » كه تنزيه كرده‌اى نفس خود را از آن معصيت ، و برىء ساخته‌اى او را از آن ، و راضى شده‌اى از آن نفس ، و معجب شده‌اى به عصمت او ، و گمان برده‌اى كه تو بهترى از او . پس معصيت تو بيشتر است از معصيت او . پس بتحقيق « 5 » كه برگشت اين معصيت به افحش و اعظم از آنچه بود بر او . چرا كه ممكن است كه عفو كند از او خداى تعالى و بيامرزد از براى او گناه او را ، و عقوبت كند تو را به آن معصيت . پس به درستى كه شيخ رضى اللّه عنه نصيحت كرده است تو را و گفته است : « فلا تضع » يعنى وضع مكن و مگذار ميزان محاسبه را به عدل از دستهاى خودت در تمييز « 6 » كردن اين اشيا و موازنت آن - على ما ينبغى - تا آنكه ضايع نگردانى وقت خود را . چرا كه خلل در موازنه در وقت محاسبه ، تضييع « 7 » است از براى او .
هامش
( 1 ) . اصل : تحقيق . ( 2 ) . اصل : با . ( 3 ) . اصل : - حضرت . ( 4 ) . اصل : تحقيق . ( 5 ) . همان . ( 6 ) . اصل : تميز . ( 7 ) . اصل : تضيّع .