مخاطرهاى است عظيم يا سوء ادبى است كه مىكشاند به هلاكت اگر دوام داشته باشد .
[ القسم الثالث : توبة الخاصّة ]
و توبة الخاصّة من تضييع الوقت ؛ فإنّه يدعو إلى درك النقيصة ، و يطفئ نور المراقبة ، و يكدّر عين الصحبة .
مراد به « وقت » وقت استغراق است در مشاهده كه مشارف و مقارب است از براى مقام جمع با عدم بلوغ به حدّ تمكّن ؛ و اين قرب به كمال است . پس تضييع او مىخواند به سوى درك نقصانى كه مقابل اوست . پس واجب است توبهء از او به دوام محافظت بر او .
و درك در نقصان ، و وقوع به اسفل در مقابل درج به كمال و ترقّى به اعلا است .
و به درستى كه « فرومىنشاند نور مراقبه را . » چرا كه انحطاط به تضييع همانا « 1 » واقع شدن است در تفرقه ، به سبب ديدن غير و احتجاب به صفات نفس . پس محروم مىكند صاحبش را از نور مراقبه - اى كه موجب است از براى حفظ وقت - به سبب ظلمت حجاب ؛ و لازم مىآيد از اين ، كدورت صحبت با خداى تعالى در مقام مشاهده . پس به درستى كه لا بدّ است در او از صفاى وقت « 2 » با او . پس هرگاه ضايع شد وقت به سبب تفرقه و احتجاب به « 3 » رؤيت غير ، مكدّر مىشود صحبت .
و تصحيح مىكند اطلاق صحبت را بر اين حضور قول پيغمبر « 4 » عليه السّلام كه : « اللّهمّ « 5 » أنت الصاحب في السفر » « 6 » .
هامش
( 1 ) . اصل : - همانا .
( 2 ) . اصل : - وقت .
( 3 ) . اصل : - به .
( 4 ) . ك : - پيغمبر .
( 5 ) . اصل : - اللّهمّ .
( 6 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 46 ؛ سنن ترمذى ، باب 42 ، ج 5 ، ص 497 ؛ باب 47 ، ج 5 ، ص 502 ؛ سنن دارمى ، ج 2 ، ص 287 ؛ مسند احمد بن حنبل ، ج 1 ، ص 256 ؛ ج 2 ، ص 401 و ج 5 ، ص 83 .