[ اقسام التفريد ]
فأمّا
تفريد الإشارة إلى الحقّ
، فعلى ثلاث درجات :
تفريد القصد عطشا ، ثمّ تفريد المحبّة تلفا ، ثمّ تفريد الشهود اتّصالا .
« تفريد قصد » از موانع و التفات به سوى غير ، و تردّد در عزم ، و قطع كلّ آنچه مؤدّى مىشود به سوى اعراض يا فتور ، از جهت غلبهء عطش است . پس به درستى كه عطشان نمىپيچد و ميل نمىكند به سوى چيزى غير آب ؛ و عطش غلبهء حرص است به مأمول . پس به درستى كه اقتران اين حرص به قصد تخصيص مىدهد او را به مقصود ، و خالص مىگرداند او را از كلّ ماعداى او .
« پس تفريد محبّت است » از تعلّق به غير ، و شوب هوا از جهت تلف ؛ يعنى هلاك در حقّ و فنا .
« پس تفريد شهود است از جهت اتّصال . » يعنى تفريد شهود حقّ است از ملاحظهء غير ، از جهت اتّصال مذكور در بابش . چرا كه سقوط نظر به سوى غير نمىباشد مگر به شهود اتّصال .
و أمّا
تفريد الإشارة بالحقّ
فعلى ثلاث درجات :
تفريد الإشارة بالافتخار بوحا ، و تفريد الإشارة بالسلوك مطالعة ، و تفريد الإشارة بالقبض غيرة .
درجهء اولى از « تفريد اشارت به حقّ » خالص گردانيدن اشارت است به افتخار ؛ يعنى به اظهار احوال سنيّهاى كه مستحقّ مىشود به آن احوال افتخار را ، نه به اظهار فخرى كه او مزيّت است بر غير . پس به درستى كه او منافى تفريد اشارت « 1 » است به سبب اثبات غير .
و نظر به سوى او از جهت بوح ؛ يعنى اظهار سرّ حال سنّى ، و « بوحا » مصدرى
هامش
( 1 ) . اصل : - اشارت .