حقايق ايشان و احوال « 1 » معنويهء ايشان .
و « بر عقول عليله ؛ » يعنى سقيمهء محجوبهء به قياسات و مشوبهء به اوهام و وهمياتى كه ادراك نمىكند حقّ را .
« با تصحيح تحقيق » - يعنى تصحيح مقام تحقيق به حقّ - و او آن است كه ايشان مىكنند آنچه مىكنند ؛ و اختيار مىكنند آنچه اختيار مىكنند به حقّ ، نه به نفس خود .
« به عقد » يعنى به اعتقاد .
« و سلوك و معاينه » يعنى سلوك مىكنند به حقّ ، و معاينة مىبينند حقّ را در كلّ اشيا ، چنان كه اعتقاد مىكنند حقّ را .
« پس ايشان رحمتىاند از خداى تعالى » بر اهل حجاب و تعلّق به اسباب در مخالطت با ايشان ، مهتدى مىشوند به هدايت ايشان ، و نجات مىيابند به بركت صحبت ايشان . پس به درستى كه ايشاناند : « قومى كه بدبخت و شقىّ نمىشود به ايشان جلسا و همنشينان ايشان . »
و التلبيس الثالث : تلبيس أهل التمكّن على العالم ترحّما عليهم بملابسة الأسباب ، توسيعا على العالم لا لأنفسهم .
و هذه درجة الأنبياء ، ثمّ هي للأئمّة الربّانيين الصادرين عن وادي الجمع ، المشيرين عن عينه .
يعنى : « تلبيس اهل تمكين » از انبيا و ورثهء ايشان - كه علماى محقّقيناند - « بر اهل عالم به ملابست ايشان اسباب را از جهت ترحّم بر ايشان و توسيع . » چرا كه ايشان مىدانند آنكه ناس اهل حجاباند از حقّ و از شهود افعال همه از او ، ( و )
هامش
( 1 ) . اصل : بواطن .