تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
متميّز مىشود از غير او . پس به درستى كه او گاهى مشتبه مىشود به حيرت عارضه از براى اهل محبّت ، و مىبندد و ظاهر مىكند از براى آن حيرت كسى كه جاهل است به حقيقت سكر و مقام محبّت « اسم سكر را از روى جهل » ؛ و گاهى مشتبه مىشود نيز به « هيمان » كه مقامى است از باب احوال ، و او در حقيقت حالى است از براى محبّين ، نمىرسد به سكر ؛ پس به درستى كه سكر از وادى حقايق است . « پس ناميده مىشود او را به اسم سكر از روى جور » و جور عدول است از طريق مستقيم و ضدّ عدل است ؛ پس گويا كه كسى كه نشناخته است حقيقت سكر را و ناميده است او « 1 » را به اسم سكر ، جور كرده است بر سكر يا بر طريق . و حيرت و هيمان ، اگرچه نيستند در مرتبهء سكر و حدّ حقايق ، ليكن ايشان دو مقام محمودند ، و ما سواى اين دو تا پس امورىاند مذموم كه ناميده شده‌اند سكر ، و اين امور همه نقايض مقام بصيرت و عقل‌اند . زيرا كه بصيرت نفى مىكند آن امور را ، و عقل حكم مىكند به آنكه آن امور نقايض مذمومه‌اند كه منافى فضيلت‌اند - چه جاى از حقيقت - مثل سكر حرص و جهل و شهوت و « 2 » شباب و سلطنت و غناى به مال و امثال اين‌ها . پس به درستى كه آنها « 3 » رذايل‌اند كه پرهيز كرده مىشود از آنها و نفى كرده مىشود آنها را .
هامش
( 1 ) . « او » به هيمان اشاره دارد . ( 2 ) . اصل : - شهوت و . ( 3 ) . اصل : - پس به درستى كه آنها .
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى ) — صفحة 517 | على اوجبى / صفى الدين محمد طارمى