تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
به شنيدن خبر ؛ چرا كه مراد از خبر وارد از شريعت عمل است به خبر نه نفس خبر ؛ پس مشغول گردانيده است خود را به مخبر - و موافقت امر او و نهى او و طاعت او - از خبر . « و اقتحام است در لجّهء شوق ، و تمكّن دائم باشد ؛ » يعنى غرق در لجّهء بحر شوق و سوخته‌دل شدن او به سوزانيدن شوق دل او را با آنكه تمكّن او در علم به « 1 » عمل و لزوم ورع دائم و دوام اين علامت صحّت شوق است . « و غرق است در بحر سرور ، و صبر هايم باشد . » يعنى غالب شده است سرور بر او به شواهد قرب محجوب حتّى گويا كه سرور دريايى است كه او در آن دريا غريق است با آنكه صبر او از محبوب مفقود است . گويا كه او هايم و متحيّر شده است در حالى كه ذاهب و رونده است در بيابان حيرت ، غير متوجّه به سوى مقصدى ، از براى استيلاى سرور و بودن او متحكّم بر او . و احكام محبّت و سكر امورى است غير مضبوطه ( و ) نمىشناسد او را مگر كسى [ كه ] واقع شده باشد در او و چشيده باشد نعيم او را . پس در اين هنگام تصديق مىكند قول شيخ را در او بر علم و دانش ؛ پس به درستى كه محبّت اگرچه ممتزج است لذّت او به الم شوق ، ملتذّ مىشود صاحب محبّت به آن محبّت به لذّتى كه غالب است به الم شوق تا آنكه ملتذّ مىشود به اين الم نيز ؛ و زياد مىشود لذّت محبّت لذّتى بر لذّتى ؛ پس متضاعف مىشود لذّت « 2 » به امتزاج الم .

[ الحيرة ]

و ما سوى ذلك : فحيرة تنحل اسم السكر جهلا ، أو هيمان يسمّى باسمه جورا ؛ و ما سوى ذلك فكلّه نقائص البصائر ، كسكر الحرص ، و سكر الجهل ، و سكر الشهوة . يعنى آنكه از براى سكر اين علامات ثلاثه است ؛ و به آن علامات شناخته و
هامش
( 1 ) . اصل : - علم به . ( 2 ) . اصل : - لذّت .