باب الصحو
قال اللّه تعالى :
حَتَّى إِذا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ قالُوا ما ذا قالَ رَبُّكُمْ قالُوا الْحَقَّ
« 1 » .
يعنى : تا آنكه هرگاه زائل كرده و برده شود فزع را - يعنى حيرت و سكر را - از قلوب ايشان ؛ چرا كه مراد به ازالهء فزع ازالهء فزع « 2 » اكبر است ، و او صدمهء « 3 » شهود و محيّر مفزع است ، از براى غلبهء شهود بر علم در نهايت مقام محبّت كه اقتضا مىكند سكر را . پس هرگاه زائل كرده شد صفاى شهود ، و به هوش آمد صاحب او ، مىگويد شاهد كه مىگويد : پروردگار ما « 4 » حقّ است .
[ معناه ]
الصحو فوق السكر ؛ و هو يناسب مقام البسط .
به درستى كه مىباشد « صحو » فوق « سكر » ؛ چرا كه سكر حيرانكننده و مشعر است به غيبت و وجود بقيّه ، و صحو معرّف و مخبر است از خالص شدن شهود و فناى بقيّه بالكلّيه ؛ و به درستى كه مناسب است صحو مقام بسط را ؛ چرا كه صحو نزد سلو از شوق است ؛ ( يعنى زائل شدن شوق و اعراض نمودن از او ) به لذّت وصال ؛ و سلو معطى فراغ است و فراغ اقتضا مىكند بسط را - چرا كه او شغل كسى است كه شغلى نباشد از براى او - و همچنانكه سكر آخر مقام محبّت است ، پس صحو آخر مقام سلو است از شوق ؛ پس صحو و سلو متلازماناند و مناسب بسطند از براى فراغ حاصل به وصال و شهود جمال .
هامش
( 1 ) . سبأ / 23 .
( 2 ) . اصل : - ازالهء فزع .
( 3 ) . اصل : صدقه .
( 4 ) . اصل : + كه .