را چيزى هرگز از ايشان ؛ و « تصميم « 1 » » قوّت و احكام است ، يقال : « عزم مصمّم » أى :
« قوىّ محكم » ؛ و « مناظر » جمع منظر است به معنى مشهد يا به معنى محلّ شهود است ؛ يعنى مشهودات ايشان ؛ يعنى : از براى قوّت معانى ايشان و احكام شهود ؛ و يا به معنى مصدر است ، و جمع كرده شده است از براى دلالت بر انواع ؛ يعنى و از براى استحكام مشاهدات ايشان .
« چرا كه ايشان طايفهاىاند كه خلجان نمىكند و آميخته نمىشود مشهود ايشان را شواهد . » شواهد « 2 » تجلّيات جزئيهء اسمائيه و واردات قدسيهء نورانيه است ؛ و مشهود ايشان عين جمع و حضرت وجود احديت است ؛ يعنى طايفهاىاند كه فانى شدهاند بالكلّيه در مشهود خودشان كه ذات حقّتعالى است ، و باقى شدهاند در حضرت فنا ؛ پس ردّ نمىشوند به سوى فرق بعد از جمع ، و نابديد و گم شدهاند در حضرت احديت در مقعدى كه : « كان اللّه و لم يكن معه شىء » « 3 » . پس آميخته نمىشود شواهد از حضرت اسمائيه ، مشهود ايشان را از حضرت احديت . چرا كه ايشان نمىبينند كثرت و رسوم خلقيه را .
« و نمىزند رياح رسوم موجود ايشان را ؛ » يعنى نمىرسد احكام رسوم حضرت موجود ايشان را . چرا كه تجلّى وجودى نمىگذارد و ترك نمىكند از غير و سوى و تعدّد و كثرت - حتّى كثرت صفات و اسما - اثرى و نه سمتى و نه شمّهاى [ را ] ؛ پس نه ريحى هست و نه رايحهاى در اين حضرت از براى رسوم خلقيه .
« پس ايشان منبسطاند در قبضة القبض . » گردانيد از براى قبض حقّ ايشان را قبضهاى بر طريق استعارهء بالكنايه . گويا كه قبض قاهرى است كه از براى او يدى است كه گردانيده است ايشان را در قبضهء يد او ؛ پس ايشان منبسطاند در ظاهر ، و حقايق ايشان و بواطن ايشان مقبوض است در دست قبض حقّ ايشان را ، ارسال
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . اصل : - شواهد .
( 3 ) . مأخذ حديث در ضمن مباحث پيشين ذكر شد . ر . ك : ص 442 .