باب القبض
قال اللّه تعالى :
ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَيْنا قَبْضاً يَسِيراً
« 1 » « 2 » .
القبض في هذا الباب اسم يشار به إلى مقام الضنائن ، الذين ادّخرهم الحقّ اصطناعا لنفسه .
قيد كرد به قول خود « در اين باب » چرا كه قبض استعمال كرده مىشود در معاملات و مقامات قلبيه به معنى واردى كه موجب انقباض سالك است نزد فقدان وارد بسط و زوال وجد و استتار نور تجلّى - چنان كه مذكور شد - و اين قبل از مقام ولايت است از حقايق در چيزى ؛ و حقايق بعد از كمال ولايت است .
و « مقام ضنائن » چيزى است كه ذكر مىكنيم « 3 » او را در درجات ثلاث ؛ و او آن است كه قبض مىكند حقّ ايشان را از خلق از براى نفس خود از جهت اختصاص به محض اصطفا .
و « اصطناع » اصطفا است ، ( يعنى برگزيدن . )
و هم ثلاث فرق :
فرقة قبضهم إليه قبض التوفّي ؛ فضنّ بهم على أعين العالمين .
« فرقه » جماعتىاند كه منفرد شده باشند از جمع كثير .
« قبض كرد ايشان را ؛ » يعنى منع كرد و بازداشت ايشان [ را ] از مخالطهء خلق ، و اخفا كرد ايشان را از خلق از جهت وقايت از براى ايشان ، و متوقّى كرد ايشان را به
هامش
( 1 ) . اصل : ثمّ قبضناه إلينا يسير .
( 2 ) . فرقان / 46 .
( 3 ) . اصل : ذكر مىكند .