مقام وحدت .
پس مىباشد انسان را در غيب ده مراتب ، و مىباشد از براى او در هر مرتبهاى قسمى از اقسام مذكوره مشتمل بر ده مقامات كه آن ده مقام امّهات كلّ مقامات است .
پس هرگاه بوده باشد نفس امّاره و تدارك نمايد او را توفيق تا آنكه بيدار شود از خواب غفلت ، مىباشد اوّل مقامات او « يقظه » ، و او اوّل مراتب « بدايات » است .
و هرگاه بيدار شد و احساس كرد بعد خود را و اتّباع خود را از براى شيطان و بودن خود را در تحت ولايت و سلطنت او ، « توبه » مىكند از مخالفات . پس آميخته مىكند عمل صالح را با سيّئات . پس شروع مىكند به « محاسبهء نفس » خود تا آنكه غالب شود حسناتش بر سيّئاتش . پس « 1 » قليل مىشود موانعش . پس « انابت » مىكند به سوى حقّ . پس « تفكّر » مىكند در چيزى كه معاونت مىكند او را و رفع مىكند قدر او را از صالحات ؛ و از نتايج تفكّر مىرسد به « تذكّر » و وعظ گرفتن و اعتبار گرفتن به « عبرتها » .
پس « اعتصام » مىكند به خداى تعالى و به حول و قوّت او ، و « مىگريزد » به سوى خداى تعالى از كيد و مكر شيطان . پس محتاج مىشود به سوى « رياضت » از براى لطيف گردانيدن سرّ ؛ و به قدر لطافت سرّ ، لذّت مىيابد به « سماع » وعد ، و متأثّر مىشود به زواجر وعيد و متأذّى مىشود به نقصان .
پس مىكوبد ابواب كمال را نزد نهايت بدايات رافعه از براى موانع و قاطعه از براى علايق . و اين - كلّ اين - اصلاح قواى نفس است كه موانع است ، و دفع شيطان وهم است كه آرايشدهنده است زينت دنيا و لذّت شهوات « 2 » را از براى نفس ، و مداومت اوست به طاعت و عبادت تا آنكه بگردد لوّامه . پس داخل مىشود به ابواب بخشاييدن و رغبت كردن به مشاهدهء منّت ، و ترسيدن و حذر كردن از عذاب .
هامش
( 1 ) . ك : و .
( 2 ) . اصل : لذّات شهوت .