تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
حال منتهى است و متوسّط حال كسى است كه بوده باشد در ميان بدايت و نهايت در هر قسمى كه بوده باشد « 1 » از اقسام ثمانيه و در هر مقامى كه بوده باشد از مقامات عشرهء داخله در تحت هر قسمى از اقسام ثمانيه ؛ پس به درستى كه در ميان اوّل و آخر وسطى است . و امّا انحصار آن مقامات در عشره و ارتباط بعض آنها به بعضى بر ترتيب مذكور ، پس از جهت آن است كه سير انسان به سوى حقّ نمىباشد مگر به باطن ، اگرچه بوده باشد با استعانتى به ظاهر ؛ از براى صعود هيئات بدنيّه به سوى حيّز نفس و قلب ، و هبوط هيئات نفسانيه و قلبيه به سوى ظاهر ، از جهت علاقه‌اى كه در ميان ايشان است . و مراتب غيوب باطن به حسب وجود شش است : « غيب جنّ » كه او غيب قوا است و « غيب نفس » و « غيب قلب » و « غيب عقل » و « غيب روح » و « غيب الغيوب » كه او غيب ذات احديت است . و به حسب سير و ترقّى حاصل مىشود از براى نفس دو مرتبه ، دون مقام قلب ؛ پس به درستى كه نفس قبل از توجّه به حقّ « امّارة بالسوء » است ، پس مىگردد « لوّامه » و بعد از آن مىگردد « مطمئنّه » . و از براى قلب مرتبه‌اى است فوق مقام عقل ، دون مقام روح ، ناميده مىشود او را « سرّ » ، و او نزد ترقّى اوست به مقام روح در تجرّد و صفا . و از براى روح مرتبه‌اى است مسمّاى به « خفىّ » ، و او نزد ترقّى اوست به سوى
هامش
( 1 ) . اصل : - بوده باشد .
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى ) — صفحة 49 | على اوجبى / صفى الدين محمد طارمى