پس كسى كه واقف شد نزد شهود تجلّى عظمت ، و منقهر شد در تحت سلطان آن عظمت ، ناميده مىشود او را « عبد العظيم » ؛ و كسى كه مشاهده كند افتقار كلّ را به سوى حقّ و استناد كلّ را به سوى او ، مىنامند او [ را ] « عبد الصمد » ؛ و كسى كه واقف شد نزد قيام خلق به حقّ و اقامت ايشان را به وجود خود ، ناميده مىشود او را « عبد القيّوم » ، و بر اين قياس .
و كسى كه استكمال كرد جميع تجلّيات اسمائيه را و فانى شد به جميع صفات خود در « 1 » حضرت الهيه ، ناميده مىشود او را « عبد اللّه » ؛ و از اين جهت است كه نازل شد در حقّ نبىّ عليه السّلام :
وَ أَنَّهُ لَمَّا قامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ
« 2 » . و كسى كه مشاهده كند واحديت جمع جميع اسماى كثيره را به احديت ذات ، ناميده مىشود او را « عبد الواحد » .
و كسى كه فانى شود تحت حقيقت رسم او بالكلّيه ، منسوب نمىكنند او را به اسمى اصلا ؛ پس ايشاناند « اخفيا » اى كه وارد شده است در باب ايشان كه : « أوليائي تحت قبابي لا يعرفهم غيري » « 3 » . و شيخ محمّد بن عبد الجبّار نفرى از ايشان است و اويس قرنى « 4 » سيّد ايشان است .
« و اشارات كرده نمىشود به سوى ايشان به اصابع ؛ » يعنى اشتهار نيافتهاند در حيات خودشان .
« ايشاناند ذخاير خداى تعالى هرجا كه باشند ؛ » يعنى ذخاير خداى تعالى كه دفع مىكند به ايشان بلا را از عباد خود ، چنان كه دفع كرده مىشود به ذخيره بلاى فاقت را .
هامش
( 1 ) . اصل : و .
( 2 ) . جنّ / 19 .
( 3 ) . إحياء علوم الدين ، ج 4 ، ص 256 و كشف المحجوب ، ص 70 .
( 4 ) . اويس بن عامر قرنى از بزرگان اولياء اللّه بود كه در عصر پيامبر گرامى اسلام صلى اللّه عليه و آله و سلم زيست ، امّا على رغم اشتياق و تلاش فراوان هيچگاه توفيق زيارت او را نيافت ؛ در جنگ صفّين در كنار حضرت امير عليه السّلام بود و سرانجام در همان پيكار به شهادت رسيد .