[ و هو ثلاث طبقات ، على ثلاث درجات : ]
الطبقة الاولى : طائفة علت هممهم ، و صفت قصودهم ، و صحّ سلوكهم
، و لم يوقف لهم على رسم ، و لم ينسبوا إلى اسم ، و لم تشر إليهم الأصابع ؛ أولئك ذخائر اللّه - عزّ و جلّ - حيث كانوا .
( و قوله : ) « هو » ضمير سرّ است ؛ و در كلام اضمار « 1 » است ، تقديرش آن است كه : « آن سرّ سه طبقه است » . پس حذف شده است از براى علم به او .
( طبقهء أولى طايفهاىاند كه ) « عالى است همّتهاى ايشان » يعنى رسيده است به درجهء ثالثه از باب همّت ، و او آن است كه فرموده است شيخ رضى اللّه عنه به قول خود كه :
« و تنحو عن النعوت نحو الذات » ؛ « 2 » ( و بيانش گذشت در باب « همّت » . )
« و صافى است قصدهاى ايشان » از التفات به سوى غير در توجّه به جانب حقّ كه بود درجهء اخيره از باب قصد ؛ و او عزيمت است بر اقتحام بحر فنا .
« و صحيح است سلوك ايشان » به رفع عوايق و قطع علايق .
« و وقوف به هم رسانيده نشده است از براى ايشان بر رسمى ؛ » يعنى مترسم نشدهاند به رسم طايفه تا آنكه ممكن باشد وقوف ناس بر آنكه ايشان چگونه سلوك مىكنند ، و بر كدام طريقه سير مىكنند تا آنكه برسند ؛ زيرا كه شناخته نمىشوند ؛ يا فانى شدهاند از رسوم خودشان در حقّ ؛ پس باقى نمانده است از براى ايشان رسمى كه وقوف به هم رسانيده شود بر او .
« و نسبت داده نشدهاند به سوى اسمى ؛ » يعنى مشهور نشدهاند ميان ناس به اسمى يا منسوب نشدهاند به اسمى از اسماى خداى تعالى ؛ پس به درستى كه اصطلاح ايشان بر آن است كه كسى كه « 3 » واقف شد نزد شهود تجلّى چيزى از تجلّيات اسمائيه ، منسوب مىكنند او را به سوى اين اسم و تخصيص مىدهند او را به عبوديت آن اسم .
هامش
( 1 ) . اصل : اظهار .
( 2 ) . اثر حاضر ، ص 378 ، پايان قسم الأودية .
( 3 ) . اصل : - كه .