تجاهل مىكنند به ظواهر و حال آنكه ايشان علماى محقّقاند .
« ميان غيرتى بر ايشان كه مىپوشاند ايشان را ؛ » يعنى غيرت مىكنند بر انفس خود ؛ پس مىپوشانند انفس خود و احوال خود را از خلق ، بلكه خداى تعالى غيرت مىكند بر ايشان از براى غير ايشان ، پس مىپوشاند ايشان را .
« و ميان ادبى در ايشان كه نگه مىدارد ايشان را ؛ » يعنى حقير مىدارند خود را در نفسهاى خود نزد ناس ، و كشف نمىكنند از اسرار حقيقت ، و پوشيده مىدارند خود را به لسان عموم ، و ظاهر مىسازند خود را در زىّ علماى رسوم ، از جهت رعايت از براى ادب با خداى تعالى ؛ پس نگه مىدارد ايشان را ادب از آشكار كردن راز و شطح و اظهار معرفت و محبّت ، و پوشيده مىدارد ايشان را در لباس عوام ، و مىگرداند ايشان را در عداد « 1 » مساكين .
« و ظرفى » يعنى ظرافت و نزاهتى كه « مهذّب مىگرداند ايشان را » به آداب و اخلاق و تواضع و تظاهر به مسكنت و جهل ، و ترك مناقشه در مقامات الهيه و مراتب سنيّه ، چنان كه گفتهاند بعضى از ايشان : « اعطيت التصرّف ، فمنعني منه التظرّف » .
و الطبقة الثالثة طائفة أسرّهم الحقّ عنهم
؛ فألاح لهم لائحا أذهلهم عن إدراك ما هم فيه ، و هيّمهم عن « 2 » شهود ما هم له ، و ضنّ بحالهم على علمهم معرفة ما هم به ؛ فاستسرّوا عنهم ، مع شواهد تشهد لهم بصحّة مقامهم ، من قصد صادق يهيّجه غيب ، و حبّ صادق يخفى عليهم علمه ، و وجد غريب لا ينكشف لهم موقده ، و هذا من أرق مقامات أهل الولاية .
يعنى : طايفهاىاند كه اخفا كرده است ايشان را حقّتعالى از نفسهاى خودشان ، و مشغول گردانيده است ايشان را به خود ؛ پس ذاهل و غافل گردانيده است ايشان را از شعور به ذوات خودشان . پس ظاهر كرده است از براى ايشان نورى از انوار وجه
هامش
( 1 ) . اصل : عدد .
( 2 ) . اصل : - عن .