باب السرور
قال اللّه تعالى :
قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا
« 1 » .
« فرح » و « سرور » دو اسم مترادفند . آيا نمىبينى قول خداى تعالى را در حقّ شهدا كه :
بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ
« 2 » . و سرور استبشار و شاد شدن است ، و هر دو در حال آخرت است در اين آيه . پس از اين جهت است كه استشهاد كرد به فرح بر سرور ، ليكن استعمال فرح در لذّات دنيا بيشتر است ، و سرور در لذّات آخرت . پس از اين جهت است كه گفت « 3 » :
[ معناه ]
السرور اسم لاستبشار جامع ، و هو أصفى من الفرح ؛ لأنّ الأفراح ربما شابها الأحزان ، و لذلك نزل القرآن باسمه في أفراح الدنيا في مواضع ، و ورد السرور في الموضعين في القرآن في حال الآخرة .
« استبشار جامع » آن است كه شامل باشد ظاهر عبد و باطن او را از غير آنكه ممزوج شود به او شائبهء حزنى ، و او ابتهاج و ارتياح « 4 » است در باطن كه ظاهر شود با گشادهرويى و تازگى در ظاهر ؛ و همچنين است استبشار .
و اشتقاق سرور از « أسرّة الوجه » است و اشتقاق استبشار از « بشرة » . پس به درستى كه كسى كه مبتهج و شاد مىشود ، برق مىزند اسرّهء وجه او و گشاده مىشود بشرهء او تا آنكه ظاهر مىشود در « 5 » اسارير وجه او و بشرهء او نضارت فرح و اهتزاز او ، چنان كه
هامش
( 1 ) . يونس / 58 .
( 2 ) . آل عمران / 170 - 169 .
( 3 ) . اصل : - گفت .
( 4 ) . اصل : - و ارتياح .
( 5 ) . اصل : از .