و دلّهم على أقرب السّبل
و دلالت كرد ايشان را بر اقرب سبل كه آن طريق احديت است كه سارى است در كلّ ، كه اوست صراط مستقيم مخصوص ربّ ؛ چنان كه فرموده است خداى تعالى از روى حكايت از هود عليه السّلام كه :
ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
« 1 » ، و شكّ نيست كه آن اقرب طرق است .
إلى المنهاج « 2 » الأوّل « 3 »
يعنى تنزّل در مراتب كه آن تنزّل ايجاد است به ترتّب تعيّنات تا حدّى كه مخفى شد هويّت الهيت در هذيّت بشريت . پس اقرب سبل رفع حجب تعيّنات است از وجه ذات احديت كه سارى است در كلّ به محو فناى در وحدت ، تا آنكه افروخته شود سبحان جلال او ، پس بسوزاند هرچه غير اوست ؛ همچنانكه اشارت واقع شده است به او در حديث نبوىّ عليه السّلام : « إنّ للّه « 4 » سبعين ألف حجاب » « 5 » الحديث ؛ و در كلام امير المؤمنين علىّ رضى اللّه عنه : « الحقيقة كشف سبحات الجلال من غير إشارة » « 6 » .
و ردّهم من تفرّق العلل إلى عين الأزل .
يعنى : برگردانيد ايشان را از تفرّق وسايطى - كه آن تعيّنات مترقّبه است - به سوى عين ذات ازليه ، تا آنكه عروج كردند چنان كه نزول كرده بودند .
هامش
( 1 ) . هود / 56 .
( 2 ) . ك : المنهج .
( 3 ) . در حاشيه با « المنهاج الاوّل » اصلاح شده است .
( 4 ) . اصل : إنّ اللّه .
( 5 ) . بحار الأنوار ، ج 76 ، ص 31 و ج 58 ، ص 45 .
( 6 ) . بخشى است از يك روايت مشهور منقول از امير المؤمنين - عليه السلام - در پاسخ به سؤال كميل از چيستى حقيقت . اين روايت علىرغم اشتهارش در منابع روايى يافت نشد . امّا بسيارى از حكما و عرفا و علما بدان استناد كردهاند به عنوان مثال ر . ك : انوار جليّه ، صص 371 - 363 و مجالس المؤمنين ، ج 2 ، ص 11 .