تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
وجود بكلّى خالى باشد ، اصلا موصوف به وجود نخواهد بود . و حقيقت مذكوره هرگاه ملاحظه شود به اعتبار اطلاق مذكور ، آن را « حضرت احديت جامعه » خوانند ؛ و هرگاه ملاحظه شود به آن اعتبار كه هيچ چيز از قيود و تعيّنات در مرتبهء ذات وى نيست و تقيّد به اين نفى ملاحظه ، آن را « حضرت احديت صرفه » خوانند ؛ و چون آن ذات به تجلّى اوّل به مرتبهء اسماء و صفات تنزّل كند ، آن را « حضرت احديت » و « حضرت اسماء و صفات » خوانند ؛ و چون به توسّط اسماء و صفات در ساير اشيا كه مظاهر اسماء و صفات و مراياى ذات وىاند ، تجلّى و تنزّل كند ، آن را « حضرت صانع المخلوقات » خوانند . و مراتب مظاهر و مرايا نامحصور و متفاوتند ، هريك به قدر قابليت مظهر آن مجموع است ؛ و حديث نبوى عليه السّلام كه : « خلق اللّه آدم على صورته » « 1 » اشارت به اين معنى است ؛ أى « خلقه مظهر جميع صفاته » . و هر حسن جمالى كه در مخلوقات است ، آن حسن و جمال صفات ذات اوست ؛ و هر نقصانى كه در مظاهر باشد ، راجع به قابليت ايشان است . و آن ذات وحدانى ، به قيود و تعيّنات اعتباريه ، در لباس كثرت ظهور كرد ؛ و به اين سبب در وحدت حقيقى وى هيچ شائبهء كثرت و انقسام راه نيافت ؛ چنان كه واحد كه مبدأ اعداد است در همهء مراتب اعداد ظهور كرد و هيچ انقسام به حقيقت آن راه نيافت . و همچنان‌كه در همهء كثرت بىنهايت اعداد غير واحد نيست ، در كثرت همهء موجودات به‌جز ذات وحدانى نيست ، ليكن به اعتبار تخيّلات و تنزّلات آن ذات قيود و تعيّنات اعتباريه با وى منضمّ گشت و توهّم تعدّد و تكثّر حقيقى پيدا شد . امّا بصاير اولى الأيدى و الأبصار دريافتند كه آن كثرت اعتبارى است در او ، مر حقيقتى به جز ذات واحد نيست ، و وجود اعتبار محال است ، و هر غيرى كه در
هامش
( 1 ) . پيش از اين در صفحهء 25 به منابع حديث اشاره شد .
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى ) — صفحة 29 | على اوجبى / صفى الدين محمد طارمى