تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
او اعتصام خاصّه است . و تفسير كرد او را به « شهود حقّ به تفريد » يعنى شهود حقّ به حقّ ، نزد فناى شاهد در مشهود ؛ و « 1 » نمىباشد در اين شهود از براى غير حقّ عينى و نه اثرى ؛ و اين بعد از « استخذاى « 2 » از براى خداى تعالى است » و او استكانت « 3 » و خضوع است ؛ به اين طريق كه محاذى كند عبد وجوب حق‌ّتعالى را به امكان خود ، و وجود او را به عدم خود ، و قدرت او را به عجز خود ، و عزّ او را به ذلّ خود ، و غناى او را به فقر خود . پس ملتجى مىشود به سوى او از جهت تعظيم از براى او ؛ و او اوّل درجات قرب است ؛ پس مىباشد در غايت تذلّل و خضوع ، و تعظيم‌كننده در غايت « 4 » تعظيم او را . و بعضى گفته‌اند كه : « استحذا » به « حاى » غير معجمه ، و او آن است كه بگرداند حق‌ّتعالى را حذا و نصب العين خود ، منزّه از جهت ، بلكه رفع شود وسايط ميان او و ميان حق‌ّتعالى . چرا كه او مىبيند جميع ممكنات را مثل نفس خود در انعدام ؛ پس مشغول نمىشود مگر با او ، تا آنكه برسد به غايت قرب به فناى در او به فعل و وصف « 5 » و عين ؛ و او وصول است . و روايت شيخ « 6 » « استخذا » است به « خاى » معجمه .
هامش
( 1 ) . ك : پس . ( 2 ) . استخذا : انقياد ، فروتنى . ( 3 ) . استكانت : خضوع ، تضرّع ، فروتنى . ( 4 ) . اصل : - تذلّل و خضوع و تعظيم‌كننده در غايت . ( 5 ) . اصل : - و . ( 6 ) . ك : و فى النسخة المقروّة على الشيخ [ يعنى : و در نسخه‌اى كه در حضور شيخ قرائت شده . ]